أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

پيشگفتار 4

تجارب الأمم ( فارسى )

درگذشت و عموزاده‌اش همان مستعين نيمه گنوسيست بر تخت نشست . اما سنيان ، ترك‌هاى خود را زير پرچم معتز ناصبى عليه مستعين شورانيدند و پس از كشاكش‌ها ، معتز سنّى را به جاى مستعين نيمه گنوسيست منصوب داشتند ( 252 - 255 ه ) پس از وى مهتدى پسر واثق ( 255 - 256 ه ) با اندك تمايلات گنوسيستى ، پس از او معتمد جلاد زنگيان ( 256 - 279 ه ) پسر متوكل به تخت نشست و با آن كه او زنگيان و رهبران ايرانى گنوسيست ايشان را به سال 270 ه نابود كرد ، هشت سال بعد ، گنوسيست‌هاى حاد قرمطى در كوفه به پا خاستند . پس از مرگ او ، معتضد ( 279 - 289 ه ) به تخت نشست . او با پندى كه از قيام‌هاى زنگيان و قرمطيان گرفته بود اندك تمايلى به گنوسيسم اسلامى و شعارهاى ديگر ايرانى ، مانند ايجاد نوروز معتضدى ، نشان مىداد . پس از او نيز پسرش مكتفى ( 289 - 295 ه ) به همان راه پدر رفت . هنگام مرگ مكتفى سنيان كوشيدند تا عبد اللّه بن معتز ناصبى را به خلافت نشانند ، اما نفوذ خاندان‌هاى گنوسيست ياد شده ، به ويژه فراتيان ، مقتدر ( 295 - 320 ه ) پسر معتضد نيم گنوسيست را به تخت نشانيد ( تجارب ، 5 : 47 ترجمه ) . يك سال بعد نيز سنيان قيام كرده مقتدر را عزل كردند و ابن معتز ناصبى را به خلافت گماردند . اما اين كودتا با آن كه از طرف گنوسيست‌هاى غير ايرانى ( حمدانيان آرامى نژاد عرب شده ) تأييد شد ، باز هم به دليل ناخرسندى تودهء مردم گنوسيست بغداد شكست خورد . ضعف تسنن در بغداد تا آنجا بود كه در اين پيشامد ابن معتز در كوچه‌هاى بغداد راه مىرفت و غلامش فرياد مىكشيد : مردم براى خليفه‌ى خود ( به گفته‌ى ابن اثير : براى خليفه‌ى سنى خود ) دعا كنيد ! اما كسى از وى حمايت نكرد ( همين كتاب 5 : 52 ترجمه ) در صورتى كه ده سال بعد ، هنگامى كه دولت مىخواست حلاج ، اين سمبل گنوسيسم اسلامى را بكشد چند شبانه روز از ترس قيام مردم بخشى از سپاه بغداد را به حال آماده باش نگاه داشت و حلاج را نيمه شب مخفيانه به قتلگاه بردند ( همين كتاب 5 : 140 ترجمه ) مقتدر آن قدر ضعيف بود كه دربار او را پنج تن از زنان اداره مىكردند كه يكى از ايشان مادر او شغب مولاى غير عرب بود ( 5 : 407 - 408 ترجمه ) كه « سيده بانو » خوانده مىشد . وقتى بر آن شد كه كنيز خود « ثمل » م 317 را دادرس بغداد سازد ، و چون كسى براى دادخواهى به دو مراجعه نكرد يك قاضى مرد را زير نظر او نهاد ( عريب : 71 ترجمه 6849 ) . سطح فرهنگ مقتدر تا آن اندازه پايين بود كه جهودى به نام دانيالى با كلاه گذارى و جعل افسانه‌هايى به نام حوادث پيش بينى شده در تورات ، براى او وزير نامزد مىكرد ( 5 : 297 - 300 ترجمه ) .